خدایا ، سادیسم داری؟
دستهبندی شده در: همه چی | بیان دیدگاه »
خدایا ، سادیسم داری؟
دستهبندی شده در: همه چی | بیان دیدگاه »
بعضی ها به خاطر این خودشونو می کشن که قبلا هر چی تهدید به خودکشی کردن کسی حرفشونو باور نکرده.
مساله حیثیتی می شه، باید ثابت کنن.
به جون خودم.
دستهبندی شده در: دیدگاه | بیان دیدگاه »
خواب دیدم چشم سائورون (توی لرد آو د رینگز) داره همه جا رو چک می کنه من هم از دستش پشت یه تیکه سنگ قایم شدم از همه جا آتیش می باره و من دارم هندسه تحلیلی می خونم چون فردا امتحان دارم با پوروطن.
شنیده بودم می گفتن درس خوندن سخته ها.
دستهبندی شده در: درس | بیان دیدگاه »
همه چی آشوبه ، بد تر از بدمستی، ولی چه خوبه که، تو کنارم هستی
آخ….
چقد خوبه که ، تو کنارم هستی
دستهبندی شده در: زندگی, شوهر | بیان دیدگاه »
دستهبندی شده در: آه, دیدگاه, زندگی | بیان دیدگاه »
قبل از ابراهیم نبوی، هشتاد و دویی های دانشگاه علم و صنعت بودند که به ا.ن. گفتند محمود مشنگ.
پ.ن. مثلا یه روزی بیاد که یه مملکت به عبدالله زاده بگن عبدالله پلنگ.
دستهبندی شده در: دیدگاه | 3 دیدگاه »
یادته اون دفعه که با هم رفتیم دادگستری تایید مدارکمونو بگیریم برگشتنی پیاده از حسن آباد اومدیم تو گفتی رعنا وسایلشو از اینجا ها خریده ؟
می ذاری بری؟
دستهبندی شده در: آه | بیان دیدگاه »
دیدی وقتی برف می آید، آرام آرام، بدون باد، بعضی دانه های برف که تعدادشان هم کم نیست رقصان به بالا می روند. بالاخره در جایی پایین می آیند، ولی نمی بینی کجا مسیرشان عوض شده.
دستهبندی شده در: نمی دانم | بیان دیدگاه »
چه کاریه همه زبون مادری شونو ول کردن انگلیسی حرف می زنن. خوب همه فارسی یاد بگیرن دیگه.
دستهبندی شده در: دیدگاه | بیان دیدگاه »
+ پا شم برم.
- می خوای بری؟
+ می خوای برم؟
دستهبندی شده در: آه | بیان دیدگاه »